دیروز بود که پستی نوشتم با عنوان “فساد در دانشگاه ها!” در حالیکه برای نوشتنش خیلی فکر کرده بودم (در مورد داستان دانشگاه زنجان). هادی جان، کامنتی برام گذاشت و پاسخ این عزیز رو همونجا دادم. اما کامنت هادی ذهنم رو خیلی مشغول کرد. در واقع من بدون دادرسی و پیش از محاکمه، در این باره نوشتم. حقیقتش رو بگم، شرمنده شدم، هرچند حرف اصلی من در مورد احمدی نژاد بود و مصباح و می خواستم بگم فساد تنها به ظاهر نیست. در واقع همون کاری رو کردم که پلیس ما میکنه، میریزه خونه مردم، فیلم میگیره، عکس میگیره، هموطنان من رو به خاطر لباسشون بازجویی می کنه و عکس میگیره، شدم مثل اخبار صدا و سیما، بره تو یه محله دیترویت، گزارش بگیره و بگه آمریکا اینه، شدم مثل اونایی که کفن می پوشند میریزن تو خیابون، مثل خیلی از اونها که امروز هستند
جایی خونده بودم که کمتر در قید این باش که چه کسی حق دارد، بیشتر در قید این باش که چه چیزی حق است. در این مورد هم باید منتظر رای دادگاه میشدم و اشتباه کردم
اما چه عاملی باعث میشه اینقدر به چنین مسایلی حساس باشیم و به قول ملاحسنی و کمانگیر (اینجا رو ببینید) در مورد مشکلات اقتصادی، سیاسی و …. حرفی نزنیم یا کم بزنیم؟ رفتارهای حکومت رو زیرنظر بگیریم کمی جواب معلوم میشه. در این حکومت امام زمانی حتی به خاطر نوع روسری، هموطن ما بازداشت میشه، به شخصیتش توهین میشه، و هرچی نابسامانی هست به فساد جوانان و دانشجوها نسبت داده میشه در حالیکه در فسادهای حکومتی، امثال زارعی و افشاگری های پالیزدار، هیچکس پاسخگو نیست
نوشتن مسوولیت بزرگیه
بنظرم مهم این ه که صداقت و شجاعت ِ اعتراف به اشتباهاتمون رو داشته باشیم و شما نشون دادی که برات مهم ه این موضوع. ساده نیست اصلا این کار.
چاکریم رفیق.
آق مجید: ———————-
ما هم به قول رفیقمون کمانگیر، چاکریم
vali dalil nadasht ke ziaad tavazo be kharj bedi! khode aghaye soleimani maifarmayand
مصباح در کجا گفته است: “دانشجویان عامل بزرگترین فساد جامعه”؟
koja ino neveshti?daghighan naghle matlabe roozname ro karde boodi, source ham moshakhas bood, ishoon hagh dare ziad betarse
chon pas farda age in aghayoon tabrae beshan ke khob khoda ro shokr amma age nashan oonvaght karo kasbe ye edde ham in vasat tatil mishe
film ham vazehe be ghadre kafi entezaar dashtin che sahneye bebinin?hamin ke aghaye moaven be in rahari dokhtare bihejab ro tooye otagh negahdashte khodesh soal barangize va badesham hich vakoneshi neshoon nemide ,in aghaye soleimani be hamin rahati be filmbardara barchasbe mofsedin mizanan ya be ye dokhtarake 19 -20 saale ke alef o az b tashkhis nemide…bas konin in siah baziha ro dige
آق مجید:—————————————————————–
من از حرفم در مورد مصباح نگذشتم و حاضر نیستم حتی یک کتابش رو بخونم چون اندیشه هاش خطرناکه، ولی در مورد مددی صبر می کنیم چی نتیجه میشه و اگر متهم شد، بیشتر از اون، باید احمدی نژاد رو رسوا کرد
ممنون از کامنتت
آق مجید، منتظر کدوم رای هستی؟؟؟ نتیجه از حالا معلومه. مگر حرفهای وزیر محترم علوم را نخوندی؟؟ همه چیز ماسمالی میشه. به همین راحتی. خوشحالم که دوران دانشجوییم تو ایران تموم شد. اما برای همه دخترهای دانشجوی داخل ایران نگرانم. مخصوصا اونایی که از خانواده هاشون دورن. و راحت تر میشه بهشون تهمت زد.
خانم سیمین!
1 با سلام. متاسفانه بنده چنین مطلبی را در لینک مورد اشاره شما پیدا نکردم که استاد گفته باشند: “دانشجویان عامل بزرگترین فساد جامعه”
لطفا شما بفرمایید از کجای آن مطلب چنین مطلبی پیدا کردید
2) اولا اگر فردا روزی هم جرم این بنده خدا اثبات شود به قول شما “کسب و کار” استاد مصباح تعطیل نمی شود چون به ایشان ربطی ندارد
ثانیا حمایت من و امثال من از “اندیشه ها”ی استاد مصباح به خاطر این است که این تفکرات را حق می دانیم. ایشان با “استدلال” ما را قانع کرده اند که تفکراتشان صحیح است. در نتیجه به خاطر حقانیت که در این تفکرات دیده ایم از تفکرات ایشان حمایت می کنیم و این بر پایه حدود ده سال مطالعه مستمر آثار استاد و شرکت در جلسات ایشان و یا استفاده از نوارها و سی دی های کلاسهای ایشان است، نه بر اساس “روزنامه خوانی” و “تعصب”.
و اما آق مجید!
ما مخلصیم!
اما در باره نخواندن کتاب های کسی باید بگویم اگر کسی باایشان مخالف است و تفکرات ایشان را خطرناک و اشتباه و … می داند باید ابتدا این تفکرات را بشناسد و بعد اگر می فهمد اشتباهاست با “استدلال” نفی کند.
استاد بیش از صد جلد کتاب دارند (http://www.mesbahyazdi.org/farsi/writen/new_book.htm) به عنوان یک “اندیشه” باید این تفکرات بررسی و نقد شود. با تعصب و ندانستن تفکر که نمی توان آن تفکر را نقد کرد؟!
هیچ وقت فراموش نمی کنم که یکی از شاگردان استاد کتاب “صراطهای مستقیم” دکتر سروش را به ما هدیه داد و گفت مطالعه کنید و بعد با “استدلال” برای ما اشتباهات این تفکرات را اثبات کرد. (از خود عنوان کتاب تا خط آخرش را!)
به هرحال نحوه برخورد با اندیشه ها نباید سیاسی باشد. اشتباهی که خیلی ها (از همه طیف) دارند می کنند. بحثی که اتفاقا من با برخی دوستان خودم هم داشتم که گیرم که سروش آدم بدی است باید بدانیم که چه می گوید شاید حرف درست دارد می زند. اول باید بدانید چه می گوید و بعد درباره نظراتش (و نه خودش!) اظهار نظر کنیم.
اندیشه های یک فرد را از روی آثارش می توان شناخت نه از روی “روزنامه خوانی” مخالفانی که بارها سخنان ایشان را تحریف کرده اند. چگونه می توان گفت که کتابهای کسی را نمی خوانم چون اندیشه اش خطرناک است؟! اگر کتابهایش را نخوانده ای چگونه می دانی اندیشه اش خطرناک است؟
این هم مطلبی که چند روز پیش در این خصوص نوشتم:
اگر می توانيد ضلالت مصباح را روشن كنيد: http://bahr.blogfa.com/post-88.aspx
سلام
نظر من حذف شد؟!
آق مجید:—————————————————
سلام
نه هادی جان، نظرت نمی دونم چرا رفته بود تو قسمت اسپم، من این دو روز نبودم و لذا نفهمیده بودم
موفق باشی
آفای سلیمانی بنده عرض کردم که مجید یک چنین جمله ای رو اصلا ننوشته که شما مدام دارید گیر می دید فقط تیتر مقاله روزنامه رو با ماخذ آورده که بیشرین فساد در دانشگاهها ست.
http://www.hambastegidaily.com/poleticresult.asp?code=3011
من اصلا به آفای مصباح کاری ندارم شما مطالب رو درست نمی خونید یا تاویل به انتفاع می کنید.
من حرفم به آدماییه که منتظرفرصتن که شلوغ بازی دربیارن و حسین حسین راه بندازن
بیشتر از اینم عرضی ندارم .
سلام
پنج شش سال پیش همکاری داشتم که تحصیل کرده حوزه علمیه قم بود و رییس شورای شهری که اونجا زندگی می کردم. یکی از خاطراتش از دوران انقلاب این بود که علیرغم این که همه ی آقایون علمای قم جلسات درسشان را به خاطر قیام مردم تعطیل کرده بودند جلسات درس افقه الفقها و اعلم العلمای زمانه حضرت مصباح برقرار بود… نکته جالب خاطره ایشون این بود که ماموران رژیم ممد دماغ در اطراف محل برگزاری درس “استاد” موظف به حفظ نظم و امنیت کلاس ایشان بودند.
این هم هویجوری!
سلام و ارادت
چند تا مطلب بود که دوست داشتم بگم:
اول اینکه خوبه همه مون بدونیم که اولین کسی که احمدی نژاد بعد از انتخابش نماینده اش رو پیشش فرستاد تا رهنمودهای لازم رو ازش بگیره آقای مصباح یزدی بود و این نماینده کسی نبود جز خواهر احمدی نژاد و در ادامه همون داستان در این سه سال طی شده رهنمودهای جناب مصباح راهگشای دولت مهرورز احمدی نژاد بوده و هست تا جایی که آقای آقاتهرانی که از همفکران و در لایه نخستین از اطرافیان آقای مصباح است برای هیات دولت درس اخلاق میگوید و به گفته خود ایشان صندلی مشخص در هیات دولت دارد. از اعضای این هیات دولت یکی محمد مهدی زاهدی وزیر علوم است که تحت اثر اخلاقیات آموخته از مکتب مصباح پس از واقعه دانشگاه زنجان صریحا اعلام کرد که این کار (انتشار فیلم) اشاعه فحشا بوده است و باید این مساله با امر به معروف و نهی از منکر حل میشد. دو احتمال وجود دارد یکی اینکه آقای زاهدی از شاگردان کودن کلاس اخلاق آقای آقاتهرانی بوده است که اصول اخلاقی را به درستی یاد نگرفته است و یا آنکه در کلاس آقای آقا تهرانی راههای ماست مالی کردن قضایا با بهره گیری از عبارات مذهبی نظیر امر به معروف و نهی از منکر تعلیم داده میشود.
چه لزومی دارد راه طولانی ارجاع به مطالعه آثار مصباح وقت دوستان را بگیرد حال آنکه تربیت شدگان ایشان در بالاترین سطوح مدیریتی جامعه در حال هنرنمایی هستند. همانطور که استاد بزرگشان مردم را در حد گوسفند فرض میکند و رای آنها را تنها تزیینی برای مشروعیت نظام میداند که چون گله ای پای صندوق بیایند و مردم را نه صاحب حقوقی در برابر حکومت که مکلف به تکلیف میداند اینان نیز به همانگونه هر گونه شعوری نزد ملت را منتفی دانسته و در مسایل جاری از هسته ای گرفته تا وضعیت مسکن و … تا گوجه فرنگی ملت را هالو فرض میکنند و چنان جواب میدهند که به کودکان جواب میدهند. نباید حساب احمدی نژاد و هیات دولتش را از مصباح جدا کرد. اتفاقا فضایی ایجاد شده است تا ملت ببیند افکار مصباح در عرصه عمل چند مرده حلاج است؟ دغدغه های اسلام سنتی مصباح در دولت احمدی نژاد دارد به تصویر کشیده میشود و اشتباه است اگر حساب این دو را از هم جدا کنیم. داستان صرفه جویی 300میلیاردی جلو کشیدن ساعت که خاطرتان هست؟ خوب است بدانید که این دغدغه سنتی آقایان بوده است که نماز ظهر باید سر ظهر (ساعت 12) باشد و بر سر این تفکر بچه گانه چوب حراج به اموال این ملت زدند و امثال آن که کم نیست
خوش بود گر محک تجربه آید به میان
تا سیه روی شود هر که در او غش باشد
یا در مورد سردار زارعی مگر نه این است که همگی علما با سکوت خود مهر تاییدی بر برخوردهای وحشیانه این مردک با دختران این خاک زدند ؟ مگر مصباح یکی از همانها نبود؟ چرا اکنون که تر دامن شده اند از پیشگاه ملت ایران پوزش نمیخواهند؟
یادم رفت که بگم آقای سلیمانی مد نظر داشته باشند که از نظر ایشان و اسلام محبوب مد نظرشان دسته ای از کتب به کتب ضاله مفترقه خوانده میشوند و خواندنشان شرعا حرام است. پس کتابهایی وجود دارد که خواندنشان به قول شما حرام یا به قول مجید خطرناک است که احتمالا همونهایی هستند که از طرف وزیر ارشاد دولت احمدی نژاد آقای صفارهرندی که اتفاقا جزو ارادتمندان به ساحت مصباح در کیهان نیز بوده است از پیشخوان کتابفروشیها جمع میشود. با این حساب تکلیفتون رو اول با خودتون روشن کنید آیا برای اطلاع از هر نظری میشه رفت و کتاب مربوطه رو خوند یا نه؟ اگر اون کتاب آیات شیطانی باشه نظرتون چیه؟ اگر مثبته چرا ارشاد چاپش نمیکنه تا امت اسلام از خباثتش آگاه بشن و اگر منفیه شما چطور میخواهید از راهکار پیشنهادی خودتون استفاده کنید و درباره این کتاب اظهار نظر کنید و در عین حال عمل به محرمات نیز نکرده باشید؟ سعی کنید در جواب نهاییتون تناقضگویی نکنید.
شماره اول عصانامه قراره ویژه نامه ای باشه به یاد خباز. اگر حال کردی، مطلب بنویس و بهم میل کن.